پدرم خون تو در مارهای بدن من در جریان است و از من یک افعی با چشمانی به تیزی عقاب و دندان هایی همانند شیر ساخته است.
پدر تو با انتخابت مرا نابود کردی.
حال من اماده ام برای تلاشی تا به تو ثابت کنم اشتباه کردی.
و روزی فرا خواهد رسید که من با شرمنده گی به تو بگویم ببخش که تلاش هایت با به اتمام رسیدن هدف من نابود شد.